August 2008 Archives

Beijing National Swimming Center: Blue Cube

| | Comments (0)


National Swimming Center
Beijing, China
PTW Architects, CSCEC+Design, and Arup
By Clifford A. Pearson - This is an excerpt of an article from the July 2008 edition of Architectural Record.

They started with the idea of a box made of bubbles enveloping a set of swimming pools. The concept came quickly and earned everyone's support. Figuring out how to make it work turned out to be more difficult. For three months in the spring of 2003, a team from the Australian architecture firm PTW, Arup, and China State Construction and Engineering (CSCEC) explored evolutionary biology, arcane 19th-century geometry, and the latest computer-modeling technology, racing against a competition deadline for the design of the National Swimming Center, the main venue for swimming events at the 2008 Olympics.

The team had already learned that Herzog & de Meuron's bird's-nest scheme was selected for the National Stadium next door. "We wanted to do something different from Herzog & de Meuron's design," recalls Tristram Carfrae, the leader of the Arup delegation.

Looking at forms and patterns found in nature, the group started designing the skin. They quickly focused on soap bubbles and what happens to their geometry when they congregate. At first, the designers tried clustering cylinders to create a flat roof and walls, but weren't happy with the gaps between the cylinders and the awkward shift from vertical cylinders (to support the roof) to horizontal ones (to support the walls). In their search for the most efficient way to divide space into cells of equal size with the least surface area between them, the designers explored solutions proposed in the 19th century by Belgian physicist Joseph Plateau and British mathematician William Thomson Kelvin, and by the Irish physicist Denis Weaire and his assistant Robert Phelan in the late 20th century. Eventually, the team adapted Weaire and Phelan's ideas, developing a building skin made of cells with either 14 or 12 sides. "We wanted the bubble pattern to seem random, not repetitious," explains Chris Bosse, who was one of the project architects for PTW and now runs his own firm in Sydney called the Laboratory for Visionary Architecture (LAVA). Using the Weaire-Phelan geometry, the group created a skin made of 4,000 ETFE bubbles, some as large as 30 feet across, with seven different sizes for the roof and 15 for the walls.

A space frame assembled on-site from 22,000 steel tubes welded to 12,000 nodes holds the cells in place and provides a column-free structure with spans of 396 feet in either direction. The three-dimensional frame is nondirectional--meaning it has no up or down, left or right--making it perfect for a high-seismic zone such as Beijing. The chemically treated water in the pools and the air pollution outside the building, though, are both corrosive. So the design team placed the steel frame inside a cavity made of two layers of ETFE pillows. For the roof, the cavity is 25 feet deep, and for the walls it is 12 feet.

 
 

نوشتۀ زیر چند سال پیش نگاشته شد و در شمارۀ چهارم نشریۀ "پایه" از انتشارات "انجمن معماران و شهرسازان ایرانی" به چاپ رسید.

 

 

درجستجوی برگردان فارسی برای واژۀ دیکانستراکشن

Deconstruction

نگارنده: ایرج یمین اسفندیاری

 

 

دیکانستراکشن واژۀ نوینی است که هنوز گوش و کنارهای آن به خوبی روشن نگردیده و در واژه نامه های زبان های لاتین جای بجای خود را نیافته است. بخش بیشتری از این رهنیافتگی بخواست بنیانگذاران این بینش بویژه ژاک دریدا بانی نخست آن است. زیرا اینان با هرگونه تعریفی که مرزبندی روشنی بسازد در ستیزند و آن را با خواست مرزگشایی نهفته در  دیکانستراکشن ناسازگار میپندارند (1).

 

با این همه برای یافتن برابر فارسی این واژه میتوان از دو آبشخور یاری گرفت. نخست برداشت از هرآنچه که در بارۀ این گفتمان گفته و نوشته شده است. دوم  روبرو کردن آن با واژه هایی که از دیدگاه دستور زبان همگونی نزدیکی با این واژه دارند.

 

در آبشخور نخست به کوتاهی میتوان گفت که این نگرش به مبارزه با مرزبندی هایی برخاسته که دستاورد ساختارهای استوار بر پایۀ رودرویی های دوگانه Binary opposition مانند: فرم و محتوا/ طبیعت و فرهنگ/ منطق و احساس/ اندیشه و ادراک/ قاعده و استثناء/ تن و روان/ نر و ماده/ گفتار و نوشتار هستند که شالودۀ فرهنگ و متافیزیک غربی را ساخته اند (2). این بینش براین باور است که این ساختارها از گسترش دامنۀ اندیشه جلوگیری میکنند و میکوشد راه برای برون رفتن از این پابندهای اندیشوری پیشنهاد کند. اما این مبارزه آماجش نه فروسامانی بلکه فراسامانی است و از این رو دارای باری سازنده  و آری گوی Affirmative (3). دیکانستراکشن گوشه چشمی نیز به برداشت از گفتمان معماری دارد (4). پس در این آبشخور برگردان دیکانستراکشن باید دارای ویژگی های مبارز, گشاینده, فراسامان, سازنده, آری گوی Affirmative و اندکی معماریگونه باشد.

 

در آبشخور دوم میتوان گفت که واژۀ دیکانستراکشن

 Deconstruction

 از آمیزش واژۀ

 Construction

 و پیشوند De  زاده شده است. واژۀ Construction بروشنی در واژه نامه های لاتین شناسایی گردیده و بنابراین برگردانهای فارسی آن مانند ساخت, ساختن, ساختمان و ساختار نیز روشن و گویای خواست آنند. اما سختی در جستار برگردانی برای پیشوند De است که باید در آمیزشش با برگردان Construction بایستگی های آبشخور نخست را نیز برآورده سازد. بررسی برگردان های پیشنهاد شده و پیشنهادهای نوین به گزینش برگردانی پسندیده و گویای ویژگی های بایسته یاری میرساند.

 

1- "شالوده شکنی" که بابک احمدی در کتاب "ساختار و تأویل متن" آن را بجای دیکانستراکشن Deconstruction  نشانده با این که از آوایی خوش آهنگ برخوردار است چندان رسا نیست زیرا "شالوده" برای برگردان Foundation شناخته شده است که بخشی از ساختمان و نه تمامی آن است. از سوی دیگر پسوند "شکن" که از فعل شکستن گرفته شده است باری ویرانگر دارد وبار آری گوی Affirmative پسندیده وبایسته را دارا نیست.

 

2- "ساخت شکنی" که در "واژه نامۀ انگلیسی-فارسی برای علوم انسانی" نوشتۀ داریوش آشوری در برابر دیکانستراکشن Deconstruction آمده است و "ساختمان شکنی" و یا "ساختارشکنی" از همان نارسایی پسوند "شکن" رنجور هستند. این واژگان آمیخته به خوش آهنگی "شالوده شکنی" نیستند ولی در رساندن مفهوم گویاترند.

 

3- پسوند دیگری  که میتوان بکار گرفت "زدایی" است مانند "استعمارزدایی" Decolonization - "راززدایی" Demystification - "اسطوره زدایی" Demythologization - "فردیت زدایی" Deindividualization" و پس "ساخت زدایی", یا "ساختمان زدایی", یا "ساختارزدایی". بار ویرانگر در این پسوند از "شکن" کمتر است بنابراین بکارگیری آن پسندیده تر ولی هنوز به آن میزان از آری گوی بودن Affirmative که بایسته این آمیزش است دست نیافته است.

 

4-  پسوندی که بیش از پسوندهای نامبرده از بار آری گوی Affirmative  برخوردار است و با خواست دیکانستراکشن 

Deconstruction

همخوانی دارد "گشایی" است. مانند "ضابطه گشایی"  Deregulation , "رمزگشایی" Decoding , "مشکلگشایی", "کارگشایی", "گره گشایی", و پس ساخت گشایی یا ساختمان گشایی و یا ساختارگشایی که نیازهای برشمرده در بالا را برآورده میکنند و نامزدهای شایسته تری برای برگردان فارسی واژۀ دیکانستراکشن هستند. از آنجاییکه بخش بزرگی از کوشش دیکانستراکشن در کشاکش با "ساختارگرایی" Structuralism که بنیانگذار آن لوی استروس Levi Strauss است بکاربرده میشود (این اندیشه سالها بر گسترۀ فلسفی-فرهنگی غرب سایه افکنده بود) برگزیدن "ساختارگشایی" برای برگردان فارسی واژه Deconstruction نمایندۀ گویاتری برای باورهای این اندیشه است.

 

پانوشته ها:

1- نگاه کنید به کتاب

 "What is Deconstruction?"

Christopher Norris and Andrew Benjamin

 از انتشارات

ACADEMY EDITION

 

Derrida himself has made a point of refusing all requests for a snap definition. If there is one "truth" about deconstruction, he asserts, it is the fact that no statement of the form "deconstruction is x" can possibly claim any warrant or genuine explanatory power. Definitions are reductive in the sense that they assume some ultimate, one-for-one match between signifier and signified.

 

2- نگاه کنید به پیش درآمد گفتگوی ژاک دریدا با کریستوفر نوریس که در همین سایت پدیدار است. همچنین نگاه کنید به  یادداشت شمارۀ 15 از بخش دوم کتاب

"What is Deconstruction?"

Christopher Norris and Andrew Benjamin

 از انتشارات

ACADEMY EDITION

 

3- نگاه کنید به پرسش و پاسخ پنجم از گفتگوی ژاک دریدا با کریستوفر نوریس که در همین سایت پدیدار است.

I insisted from the beginning that Deconstruction was not simply a method, was not a critique, or not simply critical. The concept of critique or criticism deconstructive somewhere.... It is not negative--it was linked from the beginning with affirmation, with the "yes".

 

برگردان "آری گوی" از "واژه نامۀ انگلیسی- فارسی برای علوم انسانی" نوشتۀ داریوش آشوری برگرفته شده است.

 

4- نگاه کنید به پرسش و پاسخ سوم از گفتگوی ژاک دریدا با کریستوفر نوریس که برگردان فارسی آن در همین سایت یافت میشود. همچنین نگاه کنید به نوشتار

Derrida, Architecture and Philosophy

نوشتۀ اندرو بنجامین در سال 1988 در نشریۀ

AD. Deconstruction in Architecture     ACADEMY EDITION     

 

 

نوشتۀ کوتاه زیر پیش درآمدی بود بر سخن میرزاآقا عسگری در نشست پنچشنبه 14 اوت 2008 در انجمن معماران و شهرسازان ایرانی.

 

نگارنده: ایرج یمین اسفندیاری

 

درآمیختن هنرها: شعردرمعماری و معماری درشعر

 

سالها پیش از شاعرگرانقدراسماعیل خویی شنیدم که در تعریف شعر چنین گفت:

"گره خوردگی عاطفی اندیشه و خیال در زبانی فشرده و آهنگین"

نمیدانم این تعریف از خود اوست یا نقل قول میکرد. زیرا گونه ای نزدیک به آن را در کتاب "ادوارشعرفارسی: از مشروطیت تا سقوط سلطنت" نوشتۀ محمدرضا شفیعی کدکنی دیدم.

باری من براین باور هستم که این تعریف برتمام هنرهای هفتگانه انطباق دارد منتها با واژگانی دیگرگون برای هر یک از هنرها. در شعر و داستان نویسی واژگانٍ زبانٍ گفتار و نوشتار بکارگرفته میشود و آفرینش هنر در معماری, مجسمه سازی و نقاشی با ترکیب هنرمندانۀ مصالح بوجود میآید. از این روست که اگر در یک کار معماری میان اندیشه و خیال پیوندی عاطفی و آهنگین باشد نتیجه آن کاری هنرمندانه وشاعرانه خواهد بود و یا به گفته ,میس وان دررو, یکی از بزرگان معماری در قرن بیستم, تبلور موسیقی میشود. از سوی دیگر هنگامی که شعری از توازنی مناسب در بکاربردن عوامل یاد شده در تعریف بالا, یعنی عاطفه, اندیشه, خیال, زبانٍ فشرده و آهنگ برخوردار باشد گفته میشود که دارای ساختمانی زیباست. از این جا میتوان درآمیختن این دو هنر, یعنی شعر ومعماری, را در یکدیگر دریافت.

 

دختران خیال آلاچیق نو        در آلاچیق هایی که صد سال

از زره جامه تان اگربشکفید

باد دیوانه

یال بلند اسب تمنا را

آشفته کرد خواهد

(احمد شاملو)

 

همه میدانیم که کار معمار و معماری ساختن فضا است. اما فضاسازی لازمۀ همۀ هنرهاست. هر هنری برای رساندن پیامش به بیننده یا شنونده و یا خواننده نیازمند کشاندن او به فضایی است که تمامیت پیام را قطره قطره در جان او بچکاند. در معماری فضایی که انسان به جان حس کند و شوروشوق در او برانگیخته شود شاعرانه است, تبلور موسیقی است و نهایت هنر معماری. آثاری مانند مسجد شیخ لطف اله, خانۀ بروجردی, شاپل رونشامب و دیسنی کنسرت هال از این دستند.

 

اما در شعر فضاسازی راه های گوناگون دارد. یکی ار این راه ها اشارۀ مستقیم به فضای معماری است.

 

خانه از پای بست ویران است           خواجه در بند نقش ایوان است

 

ویا

 

یکی تیشه بگرید پی حفرۀ زندان           چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

(مولانا)

 

ویا

 

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند     

                                          که برون در چه کردی, که درون خانه آیی؟

(عراقی)

 

ویا

 

شهر پیدا بود:

            رویش هنذسی سیمان, آهن, سنگ.

                                            سقف بی کفتر صدها اتوبوس.

(سهراب سپهری)

 

ویا

 

بر بساطی که بساطی نیست

                 در درون کومۀ تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست

                       و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارداز خشکیش میترکد

قاصد روزان ابری, داروگ! کی میرسد باران؟

(نیمایوشیج)

 

ویا

 

در گذشت پرشتاب لحظه های سرد

                         چشمهای وحشی تو در سکوت خویش

گرد من دیوار میسازد

(فروغ فرخزاد)

 

ویا

 

نه به خاطر دیوارها, به خاطر یک چپر

نه به خاطردنیا, به خاطر خانۀ تو

به خاطر یقین کوچکت

که انسان دنیایی است

(احمد شاملو)

 

ویا

 

جان به دستی و

به دستی عشق

پله

پله

به ایوان بلند بر می شود

تا چهره به جوبارۀ نسیم واگذارد

(میرزاآقا عسگری)

 

 

 

2008 Olympics Stadiums, Beijing, China

| | Comments (0)

2008 Olympics Stadiums, Beijing, China

 

 

The plan is intended to be a self sustaining project and eco measures include saving water and snow-melt for multiple re-use, earth pipe cooling , solar heating  , through ventilation , the use of building form to maximize energy conservation and waste management.

Two young architects from Iran,  Somayeh Rokhgireh and Ali Pooladi, designed a sustainable rural residential pattern for a small mountainous village in 100 miles North West of Tehran and won two prestigious award from the 6th year MIPIM architectural review future project awards in Cannes, France on March 2008.  Even they surpassed large US architectural firms like Skidmore, Owings & Merrill, USA or UK based Mann Architects, London.

For this project, they won both SUSTAINABILITY as well as REGENERATION AND MASTERPLANNING awards.  See official Link!  or  www.demaniore.com/

Project Description
Location : Alamoot , Qazvin Province ,Iran                Area : 13500 acre
Designer : Somayeh Rokhgireh                  Co- designer :Ali Pooladi
Client : UNDP/GEF

 Alamoot village is designed as a small mountainous village allocated mainly to residential, cultural and economical activities in Alamoot region .

Considering historically and aesthetically significant potentials of the region ( As the historical capital of Ismailie and Hasan Sabah ) and following the economical stagnation as well as migration in the rural areas ;experts took the position that a project based on the principles of eco-tourism would make positive contribution to the local community through locally defined initiatives .

 The village proposed plan consist of 8 major parts :

 1- Residential part which is allocated to the accommodation of groups comprising : Eco-tourists , archeologists , experts of environmental , agricultural and demography  issues and etc..

 2- planting , processing ,exhibiting and selling of herbal medicine workshop

 3- Permanent indoor and temporary outdoor markets of selling local community products including dairy , foods , agricultural products as well as handicrafts .

 4- Restaurants of organic food made by local cook .

 5- Indoor sport and restaurant recreational center .

 6- An auditorium to hold seminars of scientific issues as well as committing traditional and ritual local ceremonies.

 7- ICT center as a center for engaging the local community with the international world . In order to demonstrate and trade their products via the net market .

 8- courts as the centers for outdoor social activity , communication and holding ceremonies .

 9- underground parking beneath the village for daily services and an open space parking outside the site of the village ( cars are not allowed to enter on the site surface

 

Planning principles and sustainability strategies :

  As the main principle it can be claimed that the design aims to lay down an integrated view of man living in harmony with nature , culture and economy of the context ;which are considered as three realms of sustainable design .

 1-The village is targeted to be as self -sustaining as possible  in terms of water , waste , food and energy Relevant strategies explained below would be regarded as provisions concluding this goals .

 2- typologically , cascading terraces form of the village follows the slope on the site and hence the orientation of the terraces face the south .  Advantages of this strategy include :

      A- the village would merge into the landscape

      B- Reaping the benefits of south sunlight via the south facing windows

      C- making use of soil as natural insulation , hence reducing heating and cooling load .

 3- cascading terraces around the village are used to grow crops and plants that have been used for food , medicine and traditional ceremonies.   Advantages of this strategy include :

     A- promoting  sustainable agriculture and perma-culture practices for local community as well as experts and agri-tourisms participating in the agricultural activities .

     B- Integrating architecture and cultural activities by including visitors participation in the traditional passive cultivation and gathering of native plants .

     C- making the village self-sufficient incase of food and herbal plants

 4- Allocating the landscape in front of  the entrance to outdoor daily market of the local community product and handicrafts as complementary market to the indoor exhibition Advantages of this strategy include :

     A- the income from the tourism would be intended to support local community .

      B- Juxtaposition of the local people and tourist would encourage formal and informal interaction .

 5- Utilizing several methods for regulating interior temperature as well as providing village with clean energy including :

      A- making use of tubes channeled through the earth as a passive strategy of making benefit from the earth as an accumulator

     B- developing an array of passive and active solar strategies .  A set of solar collectors settle in the southern fields to harvest electricity from the sun

     C- Provision of cross ventilation as a passive energy strategy .

     D- making use of shading devices which have been locally used to  control glare , and thermal load - including secondary wooden netted windows and grape vine in front of openings .

 6- Developing Ice-box method to assist and reduce cooling load in summer as well as purifying grey water pollutants

 7- Saving and recycling water and snow melt according to the contemporary and traditional means . After treatment , grey water would be reused for farming irrigation.

8- Developing dry and wet waste disposal management strategies :

     A- composting organic waste into a fertile soil and burning gas for eco-tours

      B- utilizing not recyclable waste to make retaining walls capable of growing plants on them .

9-Utilizing local and recyclable materials -wood , stone , soil,..- as a key strategy to make the village environmentally responsible and responsive .  

Press Report :
Iran village won double prize at future project awards in the big event of MIPIM in Cannes, France

 The 6th year MIPIM architectural review future project awards recognize the role that design quality plays in the creation of successful developments .the competition is held in 7 catagories namely : Big urban project , Master planning & regeneration , Mixed use , Tall building , Retail & leisure ,Residential Office and all categories competed in the field of sustainability . This year, s 200 entries including professional firms such as SOM , KPF , Atkins ,Aedas ,... covered a wide range of approaches , and were well up to standard in terms of quality .

  At this year competition , Alamoot village was known as the only project that was awarded two prizes : as the winner of Master planning & regeneration and also the most sustainable projects amongst all 200 entries .

 The Best of show projects during the previous 5 years competition included :

 2003 - Swiss Re Project -Firm/ practice : Norman Foster & Partners

2004- Central Bank of Kuwait -Firm/practice : SOM( SKIDMORE , OWINGS& MERRILL LLP )

2005- Turning Torso -Firm /practice : Santiago Calatrava in conjunction with SAMARK Arkitekture & Design AB

2006- Dohe Gardens -Firm/practice : Nabil GHolam architecture & planning

2007- Residential project by Peter Marino Architect - PLLC

  MIPIM is the annual international conference and exhibition event for the property industry which is hold every year for more than 20 years  .The event  is known as one of the biggest event for everyone involved in building tomorrow ,s world . This year event included  29318 participants comprising architects , investors , contractors and any other groups related to the issue from 89 countries around the world .

Press Report of the annual catalogue of MIPIM architectural review future projects award :

 The proposal of Alamoot village is based on the proposition that eco - tourism will make a positive contribution to a stagnating local community suffering effects of rural migration .

The plan is intended to be a self sustaining project and eco measures include saving water and snow-melt for multiple re-use, earth pipe cooling , solar heating  , through ventilation   the use of building form to maximize energy conservation and waste management

 The judges were impressed by the care and attention brought to a relatively modest project but one where environmental design principles can be deployed and tested .

 This Iranian rural development was the judges unanimous first choice to win the sustainability award.

 The architects have addressed everything possible in their desire to create a model for successful development in difficult circumstances , thought the judges . " The proposal makes the most of both natural and human resources ".

 

About Designers of Alamoot village :

Architect:  Somayeh Rokhgireh - M Arch -  Graduated from Shahid Beheshti University in 2007  email:  <...somayeh.rokhgireh@,,,,,gmail.com,,,,,>

  Co-Architect:  Ali Pooladi - M Arch - Graduated from International university if Imam in 2000 - Director of 3plus4co

 The two named architects have established  3plus4co office in Tehran since 2002.   WWW.3plus4co.com  

3plus4 architecture & interior design group   claims to be a responsive designer  and executor group that creates innovative environment with a sustainable and local style architecture  focus. In order to nourish our design concepts in case of aesthetic & decorative aspects we established 3plus4 gallery to create a wide range of unique handmade artful pieces and furniture designed upon customers order

We try to span  arts of different eras & styles to create an innovative &artistic diversity in the contemporary living spaces. We have already held projects of offices ,hotels, residential and public buildings, in Iran , UK , Dubai .In order to be more informed about our projects and art gallery

 Outside Links :
 
www.siap.org
 
www.summitpost.org
 www.wikimapia.org

Prepared:  Majid Falamaki

Categories

October 2008

Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31